شبی که پالایشگاه زنده ماند/ روایت ایستادگی در آسمان سرخ فجر جم

روزی که موشک‌ها پالایشگاه فجر جم را لرزاند، کارکنانی که قلب و جانشان را در این پالایشگاه گذاشته‌اند، با شجاعت و ایثار مثال‌زدنی و بدون اعتنا به شعله‌ها، دود و موج انفجار، سرمایه ملی را از خطر نابودی نجات دادند.

عید سعید غدیر خم، امسال رنگ دیگری برای مردم داشت. ۲۴ خرداد ۱۴۰۴، در جم حادثه‌ای رخ داد که آسمان را سرخ کرد و زمین را لرزاند. انفجاری مهیب، سکوت صبحگاهی را شکست و صدای آن تا کیلومترها آن‌سوتر پیچید. موجی از دود و آتش، آسمان آبی جنوب را پوشاند، اما در همان لحظه، مردانی برخاستند که از جنس آتش نبودند، بلکه آتش‌نشان ایمان و اراده بودند.

پالایشگاه فجر جم، در برابر شعله‌های سهمگین قامت افراشت. کسانی که سال‌هاست با بوی گاز و گرمای توربین‌ها زندگی کرده‌اند، آن روز دوباره نشان دادند عشق به وطن فقط در شعار خلاصه نمی‌شود. آنان، در دل شعله‌ها، ایستادند؛ بی‌آنکه به خستگی، ترس یا حتی جان خود بیندیشند. برایشان مهم‌تر از هر چیز، «تداوم جریان گاز» بود که خانه‌های میلیون‌ها ایرانی را گرم نگه می‌دارد.

افسران ایمنی، کارکنان تعمیرات و نیروهای آتش‌نشانی در همان لحظه‌های نخست با چشمانی مصمم و گام‌هایی استوار به دل حادثه رفتند. دود غلیظ، حرارت شدید و انفجارها، آنان را از پا ننشاند. هر فریاد «آتش!» در فضای پالایشگاه، فریادی از غیرت بود. دست‌هایی که از شدت حرارت می‌سوخت، اما همچنان شیلنگ آب را رها نمی‌کرد. چهره‌هایی سیاه از دود، اما درخشان از امید و ایمان. آنان در کنار هم ماندند، برای هم جنگیدند و برای نجات تأسیسات ملی، لحظه‌ای درنگ نکردند.

گروه خبری شبکه اطلاع‌رسانی نفت و انرژی (شانا) اواخر مهر امسال در میان این مردان ایستاد و چشم در چشم آنان دوخت و به روایت‌هایشان گوش سپرد. از نگاه‌شان، می‌شد آرامش پس از توفان را خواند، اما در پس آن نگاه خسته، غروری پنهان بود؛ غرور انجام وظیفه، غرور خدمت به وطن. هر گوشه از پالایشگاه، بوی حماسه می‌داد؛ از دیوارهای سوخته تا ابزارهایی که هنوز آثار حادثه بر آنان قابل دیدن بود.

سفر دیروز (۱۵ دی) محسن پاک‌نژاد، وزیر نفت به عسلویه و بازگشت ردیف دوم  واحد شیرین‌سازی این پالایشگاه به مدار تولید، فرصتی فراهم آورد تا روایت مردانی را بشنویم که برای تأمین گرما و روشنایی خانه‌های ما، تمام توان و تلاش خود را به کار می‌گیرند.

روایت افسر ایمنی پالایشگاه فجر جم از روز بمباران

 حیدر سلیمی، افسر ایمنی از صبح حمله به پالایشگاه می‌گوید: «روزی که پالایشگاه فجر جم مورد حمله قرار گرفت، روز اول استراحتم بود. حدود ساعت پنج صبح خبر رسید که موشکی به پالایشگاه اصابت کرده است. بلافاصله با همکارانی که در محل حضور داشتند تماس گرفتم و از حال‌شان پرسیدم. آنها گفتند پالایشگاه تخلیه شده و خوشبختانه کسی آسیب ندیده است. کارکنانی که بیرون از محوطه  بودند، سریع خود را رساندند تا عملیات اطفای حریق انجام شود و ما نیز با سایر همکاران داخل پالایشگاه به آنها پیوستیم.

همه ما به کار خود دلبستگی داریم؛ پالایشگاه برایمان فقط محل کار نیست، خانه ماست. بخشی از عمر جوانی و حتی خانواده‌مان را در اینجا گذاشته‌ایم. هربار که از دور دودکش‌ها را می‌بینم، احساس می‌کنم به خانه‌ام نزدیک می‌شوم. باور داریم که برای حفظ سرمایه ملی و امنیت کشور باید هرچه در توان داریم به‌کار گیریم.»

شبی که پالایشگاه زنده ماند/ روایت ایستادگی در آسمان سرخ فجر جم

معنای ایستادگی واقعی را فهمیدم

حمیدرضا مرشدی، رئیس عملیات نوبت‌کاری با لحنی آرام اما پر از هیجان می‌گوید: «شیفت‌ها در پالایشگاه متناوب است؛ یک هفته شب و یک هفته روز، شب‌کاری سخت است، اما برای رفاه و آسایش مردم، سختی‌ را به جان می‌خریم. تولید گاز، میعانات گازی و ال‌پی‌جی در پالایشگاه فجر جم نه‌تنها نیاز کشور را تأمین می‌کند، بلکه نقش مهمی در ارزآوری دارد.

سال‌های ۶۵ تا ۶۷ در دوران جنگ تحمیلی در جبهه حضور داشتم. پس از پایان جنگ به پالایشگاه آمدم و هنوز روز بمباران اولیه را فراموش نکرده‌ام. آن زمان پالایشگاه تازه در حال نصب بود و هنوز وارد مدار تولید نشده بود. شب‌کار بودم. وقتی وارد محوطه شدم، همه‌جا تاریک و ساکت بود. برق قطع و فضای سنگینی حاکم بود. اما خوشبختانه هیچ‌کس آسیب ندید.  

روزهای بعد، با همکاری مدیران و همکاران، کار بازسازی با جدیت آغاز شد. همه می‌خواستیم هرچه زودتر واحدها را دوباره راه بیندازیم. نخستین باری که پس از حادثه دوباره به پالایشگاه نگاه کردم. منظره برایم عجیب و نگران‌کننده بود، اما همان روزها دیدم که چگونه با همت و توانمندی نیروها، دستگاه‌ها یکی‌یکی بازسازی شدند و دوباره جان گرفتند و همان لحظه بود که معنای ایستادگی واقعی را فهمیدم.»

بازخوانی شب حمله به پالایشگاه فجر جم

حیدر رضایی، افسر آتش‌نشانی با بیش از ۲۰ سال سابقه، هنوز هم وقتی از آن شب یاد می‌کند، مکث می‌کند و نفس عمیقی می‌کشد. او می‌گوید: «در شیفت شب ۲۴ خرداد، وقتی در خانه آماده می‌شدم تا به محل کار بروم. ناگهان خبر رسید که پالایشگاه هدف حمله موشکی قرار گرفته است. بی‌درنگ خودم را رساندم. وقتی به محوطه رسیدم، شعله‌های عظیم آتش زبانه می‌کشید.

با یکی از همکاران از در اضطراری به سمت واحد یک رفتیم. وقتی روبه‌روی برج یک رسیدم، شدت حرارت آن‌قدر زیاد بود که مجبور شدم چشم‌هایم را ببندم. هیچ‌کس نمی‌دانست آیا کسی آسیب دیده یا نه. شرایط آن‌قدر غیرقابل پیش‌بینی بود که فقط چهره فرزندانم جلوی چشمم می‌آمد؛ از خدا خواستم به آنها آسیبی نرسد و به من توان دهد تا زنده بمانم و بازگردم. 

در میانه‌ واحد ۲، شروع به باز کردن مانیتورها کردم و همکارم با آب خیسم می‌کرد تا بتوانم به آتش نزدیک شوم. عملیات خنک‌سازی با تمام توان آغاز شد؛ خطر انفجار هنوز وجود داشت، اما کسی عقب ننشست. نیروهای کمکی و خودروهای آتش‌نشانی از شهرهای همجوار رسیدند و تا ساعت ۲۳:۵۵ تمام واحدها خاموش و نشتی گاز مهار شد. تنها چند سوختگی جزئی گزارش شد، اما خسارت‌ به تجهیزات و سرمایه‌های پالایشگاه قابل توجه بود.»

شبی که پالایشگاه زنده ماند/ روایت ایستادگی در آسمان سرخ فجر جم

هیچ‌کس به خستگی یا خطر فکر نمی‌کرد

حسن حیدری، افسر ایمنی شرکت با ۱۸ سال سابقه، از شبی می‌گوید که هرگز از ذهنش پاک نمی‌شود؛ شبی که پالایشگاه فجر جم هدف حمله قرار گرفت. «نخستین کاری که کردیم، بررسی وضع نیروهای داخل پالایشگاه بود. باید مطمئن می‌شدیم کسی آسیب ندیده است. هم‌زمان، با واحدهای جانبی کنار محل اصابت را کنترل کردیم تا آتش گسترش نیابد. پس از اطمینان از سلامت همه، عملیات خنک‌سازی و اطفای حریق را آغاز کردیم؛ نخست واحد یک و بعد واحد ۲. 

واحد یک سیستم ابزار دقیقش از کار افتاده بود. مجبور شدیم برخی از ولوها را دستی باز کنیم. در واحدهایی که سیستم ابزار دقیق‌شان آسیب دیده بود، با کمک جریان آب از سوی آتش‌نشان‌ها، مخازن را تخلیه کردیم تا خطر انفجار کمتر شود. 

آن شب، اولویت برای همه حفظ جان همکاران بود. وقتی مطمئن شدیم هیچ‌کس آسیب ندیده، با دلگرمی و شجاعت بیشتری کار را ادامه دادیم. هیچ‌کس به خستگی یا خطر فکر نمی‌کرد؛ فقط می‌خواستیم آتش را خاموش کنیم و پالایشگاه را نجات دهیم.»

همه برگشتند تا کنار هم آتش را شکست دهند

علی عرفانی، افسر ارشد آتش‌نشانی نیز از همان شب می‌گوید؛ شبی که آتش و انفجار چهره پالایشگاه را دگرگون کرد. «آن شب در شیفت ۱۷ نفر بودیم. همه آمادگی مقابله با هر اتفاقی را داشتیم، اما هیچ‌کدام فکر نمی‌کردیم تأسیسات نفت و گاز هدف قرار گیرد. هنوز وارد اتاق نشده بودم که انفجار مهیبی رخ داد. سقف‌های کاذب ایستگاه فرو ریخت، پنل‌های کولر از جا کنده شد و گرد و خاک از زیر سرامیک‌ها بیرون زد. خروج از در اصلی ممکن نبود، ناچار از در پشتی بیرون رفتیم. هنوز یک دقیقه نگذشته بود که انفجار دوم رخ داد. تپه‌های مشرف به ایستگاه در فاصله ۲۰۰ تا ۳۰۰ متری شعله‌ور شدند. 

در آن شرایط فقط نجات جان افراد مهم بود. وقتی مطمئن شدیم هیچ‌کس آسیب ندیده، دیدم تعداد نیروها در مدت ۱۵ دقیقه از ۱۷ به ۴۷ نفر رسید؛ همکارانی که در حال استراحت بودند، بدون وسیله نقلیه، با دویدن خود را به پالایشگاه رسانده بودند. هیچ‌کس حاضر نبود لحظه‌ای دور بماند؛ همه برگشتند تا کنار هم آتش را شکست دهند.»

شبی که شعله‌ها آسمان را پوشاند

شبی که پالایشگاه زنده ماند/ روایت ایستادگی در آسمان سرخ فجر جم

شبی که پالایشگاه زنده ماند/ روایت ایستادگی در آسمان سرخ فجر جم

دود غلیظی آسمان را پوشانده بود و صدای آژیرها در سراسر پالایشگاه می‌پیچید. نیروهای آتش‌نشانی و امدادگران با دستان سوخته و چهره‌های خاک‌آلود، تا خاموش شدن آخرین شعله‌ها از پای ننشستند. خسرو یوسفی، مردی که مسئولیت شیفت را به عهده داشت، هنوز وقتی آن شب را به یاد می‌آورد، هیجانش بالا می‌رود. او می‌گوید: شدت انفجار به حدی بود که شیشه‌های ساختمان‌های اداری شکست و درها و پنجره‌های اطراف واحدهای تصفیه یک و ۲ آسیب دید، تنها نیروهای آموزش‌دیده و متخصص ایمنی و آتش‌نشانی توانستند وارد عمل شوند، چون ارتفاع شعله‌ها از سوی دوربین حراست تا ۱۵۰ متر ثبت شد و هر دخالت غیرحرفه‌ای می‌توانست به تلفات جانی منجر شود.

پس از فروکش کردن آتش، همکارانم وارد واحدها شدند و اقدام‌های ایمن‌سازی و ذخیره کامل واحدها را انجام دادند. برشکاری و ایزوله کردن برخی خطوط اصلی گاز شیرین و ترش به قطر ۴۸ اینچ برای ایمن‌سازی واحدها ضروری بود.

شبی که پالایشگاه زنده ماند/ روایت ایستادگی در آسمان سرخ فجر جم

وحید آذر، نوبت کار ارشد کنترل پالایشگاه نیز درباره روز حادثه می‌گوید: وقتی با صدای شدید و لرزش مواجه شدیم، فوراً احتمال حمله موشکی را دادیم. ادامه شیفت را خودمان به‌عهده گرفتیم و فشار واحدها را تا حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد تخلیه کردیم تا شعله‌های آتش فروکش کنند. پس از آن، شیفت جدید وارد پالایشگاه شد و با کمک همکاران تازه‌وارد، عملیات اطفای حریق را ادامه دادیم.

شبی که همه داوطلبانه آمدند

محمدرضا دهقان منشادی، مرد آرام و مصمم اچ‌اس‌ئی از روزی روایت می‌کند که پالایشگاه فجر جم هدف موشک قرار گرفت: روز ۲۴ خرداد ۱۴۰۴ مصادف با عید سعید غدیر خم، پالایشگاه هدف اصابت موشک قرار گرفت. شدت آتش‌سوزی به حدی بود که نزدیک شدن به محوطه بسیار خطرناک بود، بسیاری از تجهیزات تحت فشار بودند و هر لحظه امکان انفجار وجود داشت.

با وجود حجم گسترده حادثه، به لطف خداوند هیچ‌یک از همکاران فوت یا دچار آسیب جدی نشدند. کارکنان حاضر در محوطه و واحدهای بهره‌برداری توانستند با ایمنی کامل منطقه را ترک کنند و اقدام‌های اولیه برای کنترل آتش را انجام دهند.

شبی که پالایشگاه زنده ماند/ روایت ایستادگی در آسمان سرخ فجر جم

عملکرد نیروهای داخلی پالایشگاه و تیم‌های امداد، از شهرک‌های مسکونی گاز پارس جم، شرکت نفت و گاز پارس، گروه‌های زاگرس و آتش‌نشان‌های منطقه واقعاً بی‌نظیر بود. بیش از ۵۰ آتش‌نشان و ۱۰ خودروی آتش‌نشانی حاضر شدند و با تجهیزات مناسب، واحد آسیب‌دیده را ایزوله و محیط را خنک کردند، حتی کسانی که شیفت نبودند و شاید نگاه‌شان با ما متفاوت بود، شانه‌به‌شانه آمدند، چون در آن لحظه، فقط یک چیز اهمیت داشت، ایران باید بماند. در نهایت حریق در ساعت‌های اولیه کنترل و از گسترش آن به سایر واحدها جلوگیری شد.

عملکرد به‌موقع کمیته بحران نیز نقطه قوت دیگری بود. وقتی مطمئن شدیم حریق قابل کنترل است، وارد فاز ایزوله کردن و سرویس‌دهی واحدهای عملیاتی شدیم. در مدت ۲۴ ساعت پس از حادثه، همکاران توانستند واحدهای ۳، ۴، ۵، ۶، ۷ و ۸ را عملیاتی و گاز را به خطوط سراسری منتقل کنند.

شبی که آتش در ۵ ساعت مهار شد

در میان دود غلیظ و صداری بی‌وقفه آژیرها، حمید اله‌وردی، مدیر عملیات پالایشگاه، آرام اما مصمم ایستاده بود؛ مردی که هر تصمیمش در آن لحظات می‌توانست مرز میان فاجعه و نجات باشد. او می‌گوید: «پالایشگاه پیش از آغاز جنگ، با بازنگری دقیق استانداردها و دستورعمل‌های عملیاتی، آمادگی لازم را کسب کرده بود. نشست‌های متعدد کمیته مدیریت بحران، ذهن همه همکاران را آماده کرده و هماهنگی لازم ایجاد شده بود.

پس از اصابت موشک‌ها به واحدهای یک و ۲، خسارات شدیدی وارد شد و حرارت شدید محیط، شرایط را به صحنه‌ای پرتنش تبدیل کرد. مدیریت بحران حدود پنج ساعت طول کشید. ردیف‌های یک و ۲ واحد شیرین‌سازی آسیب دیدند، اما گروهای واکنش سریع، شامل بهره‌برداران، واحد حراست، اچ‌اس‌ئی و گروه آتش‌نشانی، بدون لحظه‌ای تردید وارد عمل شدند و در حوزه تخصصی خود، اقدام‌های حیاتی را اجرا کردند. تلاش‌های آنان سبب شد در مدت کوتاهی، شرایط سایت به وضع ایمن بازگردد.

شبی که پالایشگاه زنده ماند/ روایت ایستادگی در آسمان سرخ فجر جم

شبی که پالایشگاه زنده ماند/ روایت ایستادگی در آسمان سرخ فجر جم

با توجه به اینکه پالایشگاه حدود ۷ درصد از گاز کشور را تأمین می‌کند، توقف آن می‌توانست به بروز ناترازی جدی در تأمین انرژی منجر شود. با این حال همکاران واحدهای تعمیرات و بهره‌برداری با تمام توان عملیات راه‌اندازی دوباره را انجام دادند و پالایشگاه تنها ۲۴ ساعت پس از حمله بار دیگر به مدار تولید بازگشت.

پس از حادثه، بر اساس تکالیف بالادستی مقرر شد واحدهای آسیب‌دیده در کوتاه‌ترین زمان بازسازی شوند. عملیات آواربرداری حدود یک ماه طول کشید و سپس پیمانکار بازسازی انتخاب شد. از اواسط شهریور، بازسازی ردیف شماره دو واحد شیرین‌سازی آغاز شد.

کشور ناخواسته و غافلگیرانه وارد یک بحران شد و بسیاری از مردم از وقوع حادثه بی‌اطلاع بودند، اما همکاران پالایشگاه با اتکا به آمادگی قبلی و روحیه مسئولیت‌پذیری، عملکردی فوق‌العاده از خود نشان دادند. در آن روزها، چهره‌ واقعی همدلی و فداکاری نمایان شد. یکی از آتش‌نشانان که شیفت کاری‌اش نبود، همراه فرزند خردسال خود به پالایشگاه آمد و بی‌درنگ به صف امدادگران پیوست. بسیاری دیگر نیز در شرایط پرخطر و تحت تهدید مستقیم پهپادها و موشک‌ها، بدون فراخوان رسمی و تنها با احساس مسئولیت و تعلق خاطر، خود را به محل رساندند تا در خاموش کردن شعله‌ها و بازگرداندن پالایشگاه به مدار تولید سهیم باشند.

سندی زنده از ایمان و غیرت ملی

هیچ نیرویی جز ایمان، تعهد و عشق به وطن نمی‌تواند چنین ایستادگی‌ را رقم بزند. آنچه در پالایشگاه فجر جم رخ داد، تنها مهار یک حادثه نبود؛ تجلی اراده، تخصص و همدلی مردانی بود که با تلاش و فداکاری خود امنیت و تداوم زندگی میلیون‌ها ایرانی را تضمین کردند. این بحران یادآور ارزش تلاش‌های خاموش و مستمر انسان‌هایی است که در سخت‌ترین شرایط، پا پس نمی‌کشند و به رسالت خود وفادار می‌مانند. 

پالایشگاه فجر جم امروز بیش از هر زمان دیگری زنده است؛ زنده به نام مردانی که با شجاعت، دقت و مسئولیت‌پذیری، مسیر خدمت را ادامه دادند و الهام‌بخش نسل‌های آینده شدند. این حادثه نشان داد که هیچ تهدیدی نمی‌تواند جریان خدمت و تلاش انسانی را متوقف کند و هیچ چالشی بالاتر از اراده‌ای که برای مردم و کشور می‌تپد، نیست.  

این پالایشگاه، امروز زنده است؛ زنده به نام مردانی که ایستادند تا ایران بایستد. 

مژگان فرجی